خرید بک لینک
تمام اتفاقات روی کره ی زمین

دلیل میخواهد جانم....

از صبح که چشمانت رو باز میکنی

تا شب که روی هم میگذاریشان

باید دلیل داشته باشی....

باور کن باید یک نفر باشد

که زندگی ات را به جریان بیاندازد....

یک نفر که حد فاصل مبدا و مقصدهایت

دلت برایش هزار راه برود!

آنها که یار ندارند

زندگی نمیکنند

روزمرگی میکنند!

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 17:58

چقدر حال و هوای این خونه رو دوست دارم فقط خدا میدونه

اینجا همه چیزش نشان از تو داره برام

اینجا قشنگ ترین و آرامبخش ترین مکان دنیاست برا من

اینجا برام مثل یه تیکه از بهشت میمونه

اینجا هواش بوی تو میده

وزش نسیم عشق و محبت رو با تمام وجودم احساس میکنم تو این خونه

و ای کاش بدونی که چقدر دلتنگتم

اکنون ....همین حالا

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 0:45

زﻣﺎﻧﯽ از ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻫﺎی ﻣﺎ اﻓﺴﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺳﺎزد

ﺳﺮ ﻣﻐﺮور ﻣﻦ! ﺑﺎ ﻣﯿﻞ دل ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻨﺎر آﻣﺪ

ﮐﻪ ﻋﺎﻗﻞ آن ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ دﯾﻮاﻧﻪ ﻣﯽ ﺳﺎزد...

#فاضل_نظری

جملات عاشقانه کوتاه برای همسر

مهربانی را اگر قسمت کنیم ٬ من یقین دارم به ما هم میرسد

آدمی گر ایستد بر بام عشق ٬ دستهایش تا خدا هم میرسد

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 0:45

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست، نگفتم عزیزم این کار را نکن! نگفتم برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده! وقتی پرسید دوستش دارم یا نه؟ رویم را برگرداندم. حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم میشنوم.. نگفتم عزیزم متأسفم؛ چون من هم مقصر بودم.. نگفتم اختلافها را کنار بگذاریم؛ چون تمام آنچه میخواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.. گفتم اگر راهت را انتخاب کردهای، من آن را سد نخواهم کرد. حالا او رفته..حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم میشنوم! او را در آغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم. نگفتم اگر تو نباشی زندگیام بیمعنی خواهد بود.. فکر میکردم از تمامی آن بازیها خلاص خواهم شد.اما حالا تنها کاری که میکنم گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم! نگفتم بارانیات را درآر.. قهوه درست میکنم و با هم حرف میزنیم..نگفتم جاده بیرون خانه، طولانی و خلوت و بیانتهاست.. گفتم موفق باشی، خدانگهدار. او رفت و مرا تنها گذاشت تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم.. شل سیلور استاین

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 0:45

هیس !!! ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ …

من ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !

جملات زیبا,جمله های زیبا,جمله زیبا

به سرت روسری آبی و صورت چون ماه …

آسمانی تر از این عشق چه دارد دنیا ؟

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 0:45

من میتوانم که روزها را بدون دیدن تو
طی کنم

اما
اما
ثانیهای نمیگذرد که
دربارهات فکر نکنم،
خیال تو مانند چرت
صبحگاهیست
مدام بهخود میگویم که
«فقط پنج دقیقه دیگر، فقط ...

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 0:45

دلم باراندلم دریادلم لبخند ماهی هادلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگوردلم بوی خوش بابونه می خواهد... دلم یک باغ پر نارنجدلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزاردلم صبحیسلامیبوسه ایعشقینسیمیعطر لبخندینوای دلکش تار و کمانچهاز مسیری دورتر حتی... دلم شعری سراسر دوستت دارمدلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشانددلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهددلم تغییر می خواهد... دلم تغییر می خواهد... نیما یوشیج

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 0:45

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست، نگفتم عزیزم این کار را نکن! نگفتم برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده! وقتی پرسید دوستش دارم یا نه؟ رویم را برگرداندم. حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم میشنوم.. نگفتم عزیزم متأسفم؛ چون من هم مقصر بودم.. نگفتم اختلافها را کنار بگذاریم؛ چون تمام آنچه میخواهیم و وفاداری و مهلت است.. گفتم اگر راهت را انتخاب کردهای، من آن را سد نخواهم کرد. حالا او رفته.. حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم میشنوم! او را در آغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم. نگفتم اگر تو نباشی ام بیمعنی خواهد بود.. فکر میکردم از تمامی آن بازیها خلاص خواهم شد. اما حالا تنها کاری که میکنم گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم! نگفتم بارانیات را درآر.. قهوه درست میکنم و با هم حرف میزنیم.. نگفتم جاده بیرون خانه، طولانی و خلوت و بیانتهاست.. گفتم موفق باشی، خدانگهدار. او رفت و مرا تنها گذاشت تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم.. شل سیلور استاین

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:47

اول صبح لبت هست، عسل یعنی چه؟ تن من پیش تو فهمید، بغل یعنی چهاز دل گنبد تو صوت اذان می آیدتو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟میگدازی و تنت بر بدنم میباردعلت زلزله هایی، گسل، یعنی چه؟میدهی بوسه پس از بوسه، پس از بوسه، چه خوب!به من آموخته ای رد و بدل یعنی چیه؟وقتی از گرمی آغوش تو بر میخیزمتازه میفهمم که، روزِ ازل یعنی چه؟من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه شعرها رو به افولند و درون مایه تو پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:47

عزیزم منت بر سر تقویم نهادی! نمیدونم از كجا شروع كنم؟ از خوبيت از اميدت از حرفهاي پر از ماهت يا از چشات كه من’ كشته حتي از عصبانيتت چون اونم برام غنيمته كاش بدوني كه چه قدر دوستت دارم كاش بدوني ارزشت بيشتر از اين حرفهاست تو برام مثل باروني كه برام هميشه سبكي مياره مثل بارون از آسمون به دل عاشق من مي باره مثل بارون صدات براي دل آدمي آرام و نرمه چه خوبه بودنت چه خوبهه احساست و حتي لمس كردنت انقدر دوست دارم به اون شونه هات سرم’ بزارم’ حرفهاي دلم’ بهت بگم باهات گريه كنم باهات بخندم و هر لحظه به چشماي پر مهرت نگاه كنم چون اون چشمات من’ به زندگي بيشتر وابسته مي كنه. هر موقع صداي قشنگت’ مي شنوم دلــــم مي لرزه يه جوري اروم و هيجان زده ميشم از خودم از بودنم جدا ميشم و خودم’ به تو ميسپارم اگه تو دلم باشي باور نميكني ميگي اين دل هموني كه فكر ميكنم دوستم نداره ولي كاش از چشام بخوني كه حتي بودنت گفتنت خواستنت و همه چيزت برام از همه كس باارزش تر. مي دوني ، زندگي من مثل يه كاغذ سياه كه تو نقطه ي سفيدش هستي و هر لحظه كه عشق من به تو زياد مي شه اون نقطه به اوج خود مي رسه و بزرگتر مي شه و زندگي يه رنگ ديگه با تو مي گيره هيچ كس تو رو از من نمي تونه بگيره حتي خودت چون اسمت ، عشقت و بودنت تو دلم حك شده و محاله كه پاك شه يعني خودم هم نمي زارم پاك شه عشقت بـــــرام مثل گلهاي بهاري هر

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:47

ماندنت که برای همیشه قطعی ست اما تنها مشکل این است نمیدانم ماندنی شدنت دقیقا در کجا خواهد بود در کنارم یا در خیالمتا به حال به موج های دریا فکر کردین.. همش درحال خروشه و خودش به ساحل میزنه...همه از زیباییش حرف میزنن...کنارش عکس یادگاری میگیرنداما تا به حال آخر شب ها دریا بوده ای عجیب تنهایی را حس می کنی...همه تنهایش میزارن...تنهایی دریا هم مث منه...وقتی آخرشب میشه تازه میفهمم خیلی تنهام...میدانی عزیزجان...خیلی وقتست شب هایم بدون شب بخیر می گذرد...نمیدانم تو هم اینگونه ای یا....نمیدانم ڪدام را راضی ڪنمدلی که میخواهد عاشـــق باشد.. یا عقلی ڪه میخواهد عاقل باشد،من لای کتاب زندگی مانده ام.لابه لای فصلی بدخط و سخت

برچسب: نویسنده: آرتین حکیمی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 15:47

صفحه بندی